




.jpg)










نام: | |
ایمیل: | |
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ
گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
به کراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست 
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

----------------------------------------------------------------------------------------
وقتی خبر را خواندم دو ساعت می خندیدم. بعد به خود گفتم: نخند گریه دارد. اینقدر موسیقی
تا حدی بی کس و کار شده که به هر کس می گویند صدایت خوب است به خود می گیرد و می رود کاستی به بازار می دهد. یعنی می توان گفت: هر کس پول دارد می تواند کاست بدهد. خب پس این همه هنرجو که زحمت کشیده اند، کلاس رفته اند و گاهی از نان شب زدند تا هزینه ی کلاسشان را بدهند چه؟تصور کنید این بازیکن استعداد خوانندگی هم داشته باشد، اما باز هم نیاز به کلاس دارد که کجای آهنگ چگونه بخواند. اگر این گونه بود که خیلی ها به من گفته اند استعداد داری پس دیگر کلاس نروم و برویم کاست بدهیم. اگر کسی استعدادی دارد باید آن را پرورش دهد نه اینکه بگوید ما که می توانیم پس دیگر نیاز به کلاس نیست.
شما خود قضاوت کنید...
گوشه ی حیاط خلوتمان قدم می زنم
آوازی سر می دهم
به آسمان بغض کرده نگاه می کنم
در انتظار اویم
زمین در انتظار اشک.
اشک ها می بارند،
عاشق بارانم،
اوست که با من عشق بازی می کند.
به صدایش گوش کن،
چه خوش می نوازد
ببین، از سمفونی بتهوون با شکوه تر است.
می گویم: سمفونی باران
می گوید: عشق بازی آسمان
باز می گویم: سمفونی باران
می گوید: قدم زدن زیر باران
بیا زیر باران قدم بزنیم
حرف های نگفته به هم بزنیم
محو او بودم...
به خود آمدم،
صدایی نیست......رد پایی نیست......
آنچه هست باران است.
(نخستین تجربه ی شعریم بود اگر مشکلی داره برایم نظر بگذارید)
تقدیم به تو...
شب، سکوت، کویر
تنظیم، تدوین و آهنگساز: کیهان کلهر
کیهان کلهر: کمانچه، سه تار
اردوان کامکار: سنتور
بیژن کامکار: دف، دایره
مرتضی احیان: تنبک
بهزاد فروهری: نی
همایون خسروی: ویولن سل
استاد مرحوم حاج قربان سلیمانی: دو تار
استاد علی آبچوری: قوشمه
سال اجرا: 1376 سال انتشار: 1377
1 تو که نازنده بالا دلربایی تو که بی سرمه چشمون سرمه سایی
دشتی بیرجندی
2 تو که مشکین دو گیسو در قفایی به مو گویی که سرگردان چرایی
دشتی بیرجندی
3 بمیرم تا تو چشم تر نبینی شرار آه پر آذر نبینی
دشتی بیرجندی
4چنان از آتش عشقت بسوزم که از مو رنگ خاکستر نبینی
دشتی بیرجندی
بابا طاهر- دیوان اشعار- دوبیتی ها
مشخصات عروضی:
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر: هزج مسدس محذوف
5 دلم دردی که دارد با که گوید گنه خود کرده تاوان از که جوید
دشتی بیرجندی
6 دریغا نیست همدردی موافق که بر بخت بدم خوش خوش بموید
دشتی بیرجندی
7 گل وصلت فراموشم نگردد وگر خوار از سر گورم بروید
دشتی بیرجندی
بابا طاهر- دیوان اشعار- غزلیات
رامین یوسفزمانی نوازنده ویولن در ارکستر سمفونیک تهران در خصوص علل فروپاشی زودهنگام ارکسترهای موسیقی، عامل مالی و عدم حمایت از سوی دستگاههای دولتی ذیربط را مهمترین مساله میداند. وی که سابقه 22 سال نوازندگی در ارکستر سمفونیک تهران را دارد در این خصوص گفت: اگر امروز شاهد ادامه فعالیت ارکستر سمفونیک هستیم به دلیل قدمت آن است وگرنه با اوضاع کنونی موسیقی در ایران شاید اگر قرار بود امروز چنین ارکستری تشکیل شود بههیچ وجه کار پا نمیگرفت.
وی با اشاره به اینکه موسیقی در ایران جایگاه خودش را ندارد، گفت: نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران اگرچه در یک ارکستر فعالیت میکنند، اما از چند جا حقوق میگیرند که این خود نمایانگر نابسامانی است.
وی گفت از منظر کارآفرینی هم اگر نگاه کنیم، حمایت از ارکستر میتواند باعث برگزاری کنسرتهای بیشتر و درآمدزایی شود. سال گذشته به فستیوالی در آلمان دعوت شدیم و ارکستر سمفونیک در سالن فیلارمونیک برلین قطعاتی را از موتسارت اجرا کرد. در جریان این اجرا به 10 کشور دیگر نیز دعوت شدیم؛ اما این سفرها هرگز انجام نشدند. وی با تاکید بر این نکته که اجرای موتسارت در فیلارمونیک برلین دل شیر میخواهد، گفت: این نشان میدهد که ما توانایی داریم؛ اما ارکسترها برای ارائه کار خود نیاز به حمایت مالی دارند.
رامین یوسفزمانی با ذکر این نکته که حتی نوازندگان ارکستر سمفونیک نیز دستمزد واقعی خود را دریافت نمیکنند، گفت: ما هم تحصیلات آکادمیک و تجربه داریم؛ اما به اینها بها داده نمیشود.
وی افزود: در تمام دنیا یکی از لوکسترین مشاغل نوازندگی ارکستر سمفونیک است و به آنها شاهزادگان سیاهپوش میگویند؛ چرا که هر نوازندهای توانایی حضور در ارکستر سمفونیک را ندارد. در دنیا کف حقوق یک نوازنده سمفونیک 5 هزار دلار است؛ درحالی که در ایران متوسط حقوق ماهانه 500 هزار تومان است. وی از اختلاف میان نوازندگان بهعنوان عامل دیگر دخیل در فروپاشی ارکسترها یاد کرد، اما یادآور شد که مشکلات مالی و عدم ثبات شغلی به این مسائل دامن میزند.
روزنامه دنیای اقتصاد
-------------------------------------------------------------------------------
درمیان این دیدگاههای متفاوت در مورد چرایی برهم خوردن ارکسترها و گروههای موسیقی یک وجه مشترک وجود دارد و آن نبود امکانات مالی برای ادامه منظم کار ارکسترهای موسیقی است. 
در شرایطی که ارکسترها برای یک اجرا باید چندماه تمرین کنند و دریافت مجوز برای کنسرت نیز به کاری دشوار تبدیل شده است و سالن مناسب برای اجرای موسیقی نیز به تعداد مناسب وجود ندارد، نمیتوان انتظار داشت که گروهها بتوانند با برگزاری کنسرت هزینههای خود را تامین کنند. در این شرایط است که لزوم حمایت دولت از موسیقی و نوازنده بیش از پیش احساس میشود.
تسهیل شرایط برای گروههای موسیقی در زمان اجرا و اشاعه فرهنگ شنیدن موسیقی به صورت زنده یکی دیگر از راهکارهایی است که میتواند فرصت بقای بیشتری به گروههای موسیقی بدهد.
بر اساس نتایج یک نظرسنجی «محمدرضا شجریان» به عنوان بهترین خواننده و «حسین علیزاده» به عنوان بهترین آهنگساز سال 86 انتخاب شدهاند.
این نظرسنجی را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بیستم خود که ویژه خرداد و تیر سال 87 است، انجام و منتشر کرده است.
این نظرسنجی طی روزهای 25 اسفند سال گذشته تا پایان فروردین امسال از طریق پایگاه خبری مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود که در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دستهبندیهای مختلف بهترینهای موسیقی سال 86 را انتخاب کنند.
نتایج این نظرسنجی به شرح زیر است:
* خوانندگان برتر:
در این نظرسنجی محمدرضا شجریان با 313 امتیاز، محسن نامجو با 236 امتیاز، همایون شجریان با 167 امتیاز، شهرام ناظری با 132 امتیاز و افسانه رثایی با 64 امتیاز به عنوان بهترین خوانندگان سال 86 انتخاب شدهاند.
* قطعات برتر:
از سوی دیگر قطعه «ساز خاموش» از آلبوم «ساز خاموش» با 64 امتیاز، «ساقیا» از آلبوم «غوغای عشقبازان» با 52 امتیاز، «بزن زخمه» از آلبوم «ساز خاموش» با 35امتیاز، «ترنج» از آلبوم «ترنج» با 24 امتیاز و «نوای همساز» از آلبوم «در سایه باد» با 24 امتیاز به عنوان بهترین قطعهها انتخاب شدهاند.
* نوازندگان برتر:
نوازندگان برتر سال 86 نیز به ترتیب حسین علیزاده با 280 امتیاز، محمدرضا لطفی با 165 امتیاز، پیمان یزدانیان با 68 امتیاز، بهداد بابایی با 61 امتیاز و اردوان کامکار با 56 امتیاز بودهاند.
* آهنگسازان برتر:
همچنین حسین علیزاده با 392 امتیاز، محسن نامجو با 93 امتیاز، هوشیار خیام با 76 امتیاز، پرویز مشکاتیان با 63 امتیاز و پیمان یزدانیان و محمدرضا لطفی با 57امتیاز به عنوان بهترین آهنگسازان از سوی شرکتکنندگان در این نظرسنجی انتخاب شدهاند.
* بهترین کنسرتها:
گروه همآوایان به سرپرستی حسین علیزاده در تالار وزارت کشور با 288 امتیاز، گروه آوا به سرپرستی محمدرضا شجریان در تالار وزارت کشور با 136 امتیاز، بداهه نوازی محمدرضا لطفی در کاخ نیاوران با 145 امتیاز، گروه کامکارها در تالار وزارت کشور با 57 امتیاز و رسیتال پیانو به سرپرستی پیمان یزدانیان در تالار وحدت با 48 امتیاز بهترین کنسرتهای سال گذشته بودهاند.
* بهترین آلبومها:
«غوغای عشقبازان» از شجریان با 173 امتیاز، «ساز خاموش» از شجریان، علیزاده و کلهر با 132 امتیاز، «ترنج» از محسن نامجو با 123 امتیاز، «تاتاری» از هوشیار خیام با 96 امتیاز، «شور رومی» از شهرام ناظری با 79 امتیاز و «زیر تیغ» از حسین علیزاده با 79 امتیاز بهترین آلبومهای سال گذشته بودند


بی تو بسر نمی شود با صدای استاد شجریان را از اینجا دانلود کنید
تقدیم به تو...
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بیتو به سر نمیشود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو میکنی بیتو به سر نمیشود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بیتو به سر نمیشود
جان ز تو نوش میکند دل ز تو جوش میکند
عقل خروش میکند بیتو به سر نمیشود
ادامه مطلب...
عاشق کوچولو
داستان پسری که عشق زندگیش این بود که هر شب با نوای سازش بخوابد و فردا به امید اینکه صبح زود بیدار شود و سازی بنوازد ساعت رومیزیش را کوک می کرد که از قضا همیشه ساعت وجودش زودتر از ساعت رومیزیش زنگ می زد.
این وضع برای ساز هم خوشایند بود و عشق میان آن دو متقابل رد و بدل می شد. هر چه پسر شیفته تر، ساز خوش نواتر می شد؛ شاید اگر قرار بود استادان بزرگ با آن ساز بنوازند هیچ اتفاقی نمی افتاد، نه عشقی و نه نوایی که نوازنده خوشش بیاید. گویی این ساز فقط برای پسرک ساخته شده بود و یارای کسی دیگر نبود و کس نتوان یارای ساز باشد.
پسرک هر روز به سازش عشق می ورزید تا که روزی چشمش به ساز جدید و زیبایی در مغازه ای افتاد که خوش صداتر و زیباتر از سازش بود و با دیدن ساز یک دل نه صد دل عاشقش شد.
از آن به بعد هر روز صبح ساعتش را کوک می کرد و سر وقت برای دیدن ساز به مغازه می رفت و از پشت پنجره به آن خیره می شد. اما مشکلات مالی اجازه ی خرید ساز را به او نمی داد.
سازش هم از این احساس بویی برده بود چون می دید هر روز پسرک به قصد دیگری بلند می شود وقتی هم که به خانه باز میگردد آنقدر خسته است که حوصله ی ساز زدن و عشق بازی با ساز را ندارد. گاهی هم که ساز می زد حواسش جای دیگر بود و این سازش را ناراحت می کرد.
روزی مثل هر روز بلند شد و به در مغازه رفت و هر چه جست و جو کرد ساز را ندید به داخل مغازه رفت و جویای حال ساز شد. ساز فروخته شده بود. پسر غمگین به خانه برگشت و با هزار چرا در خودش بود. چرا این ساز مال من نشد؟
چند روز گذشت و سعی کرد که ساز را از دست رفته و نادیده در نظر گیرد و دوباره با ساز خودش بنوازد. اما سازش هنوز از او دلخور بود. طبیعی بود، می ترسید که فردا پسرک ساز بهتری را ببیند و دل به او ببندد. پس تصمیم گرفت رفتاری که در گذشته با دیگران داشته با پسر هم داشته باشد. پسر هر چه تلاش به دوستی دوباره می کرد بی فایده بود ساز دیگر ساز دل او نبود.
شاید ساز با خود می اندیشد که اگر قرار است در آینده از من دل بکنی، اکنون از من دل کنی که آینده توان دیدن دل بستن تو را ندارم.
موسیقی اعتراضی,موسیقی کوچه بازاری
اگر به موسیقی شمال امریکا و قسمت هایی از اروپا توجه کنیم موسیقی هایی هستند که بر اساس بازتاب زندگی شخصی افراد ساخته شده اند.اختلافات خانوادگی ،زندگی پر مشغله ی شهر نشینی ،عقده هایی که در زندگی داشتند ،اعتیاد و...سرچشمه گرفته
است که غالباَ موسیقی آنها با تخلیه های درونی همراه است. ناسزا می گویند یا کارهای ناشایست انجام می دهند، آب دهان به بیرون می اندازند و از این راه به فکر آرامش لحظه ای هستند. شنونده ی این گونه موسیقی ها هم از قشرهمین افراد هستند.
حتی این افراد قیافه های جالبی ندارند روی صورت هایشان خون می مالند، به دندان هایشان رنگ قرمز(نشانه ی خون) می مالند.در موسیقیشان فریاد یا بهتر است بگویم عربده کشی از المان های اصلی بشمار می آید.
اگر به موسیقی رپ در ایران نگاهی بیندازیم، بخشی از این خصوصیات را دارست. یعنی بهتر است بگویم این موسیقی با طرز تفکر موسیقی غربی وارد ایران شد که موسیقی اعتراض و عصیان باشد. اما
خوشبختانه این گونه نشد ولی بجای اعتراض دروغ جایگزین در این موسیقی شد.
حال جالب است بدانید کسانی که در ایران رپ می خوانند از مرفه ترین افراد هستد که لباس های گران قیمت می پوشند و اتومبیل های بروز را سوار می شوند. وقتی به زندگیشان نگاه می کنیم جایی برای اعتراض نمی بینیم و از سر دلخوشیست که می خوانند. (گویی کسی به آنها گفته :صداتون خیلی زیباست) و از واژه هایی چون زیدبازی ، داف ،دختر بازی، تریپ کل و این گونه کلمات که در کلامشان پیدا می شود. البته ماشااله مورد استقبال بسیاری هم قرار گرفته که جای تحسین دارد.
به تازگی هم شخصی در موسیقی سنتی پیدا شده که موسیقی سنتی با دیدگاه موسیقی اعتراضی در کارهایش دیده می شود که بیشتر خصوصیات اعتراضی موسیقی غرب را داراست.
این مرد ستار خوبی هم می نوازد، عربده می کشد، صدای حیوانات در می آورد (شیهه ی اسب، واق واق سگ) گاهی هم ناسزا می گوید و گاهی هم حرف های بدی نمی زند که به دل من می شیند.
من هم چند گاهی در پی موسیقی او بودم. می توان گفت: که تحت تاثیر حرف های او که از مجموعه ای شنیده بودم و طرز تفکری که از او سراغ دارم و در آخر چند موسیقی که از او شنیدم که کاری جدید به حساب می آمد قرار گرفتم. اما پی گیری من از موسیقیش طولی نکشید، چون موسیقی که من کار می کنم با موسیقی او از یک جنس نیست شاید ابزار هر دوی ما یکی باشد اما موسیقیی که من کار می کنم موسیقی رسمی این مملکت است که استاد من و استاد استاد من کار کرده اند و سینه به سینه به اینجا رسیده است. موسیقیی که خصوصیات اصلی آن زیبایی ها ،عشق، دردهای اجتماعی و در آخر لذت بردن از زندگیست و آنقدر دنیای وسیع و زیبایی دارد که عربده کشی و ناسزا گویی و ... جایی در آن ندارد.
سایت را نگاه می کردم – چشمم به تیتری خورد که روزهای اجرای ارکستر ملی را در ماه آینده مشخص کرده بود – روی آن کلیک کردم و صفحه ای جدید با توضیحات در مورد این ارکستر روبرویم نمایان گردید: این گونه شروع شده بود: سینا
سرلک ارکستر ملی را در آذر ماه امسال همراهی خواهد نمود.