




.jpg)










نام: | |
ایمیل: | |
موزیسینهای حرفه ای یا آماتور قبل از تمرین یا اجرا باید عواملی چون: دمای محیط، تابش آفتاب، روشنایی، مه صحنه ودر معرض سر و صدا قرار گرفتن را چک کنند.و موزیسینی که به این مسائل اهمیت دهد سلامتی اش را تضمین کرده است.بیاید با
هم این عوامل را بررسی کنیم.
1) دمای هوای محیطهای بسته یا باز:
برنامه تان کجا اجرا خواهد شد؟ سالن کنسرت با دمایی متعادل یا کلیسایی سرد و مرطوب در یک صبح زمستانی؟
بهتر است قبل از فرا رسیدن روز اجرا مکانی که در آن اجرا دارید را چک کنید و بر مبنای آن نحوه پوششتان را تعیین کنید. آیا در معرض نور مستقیم خورشید خواهید بود؟ اگر اینطور است از پوشیدن لباسهای پرزرق و برق و یا کت شلوار پلی استری اجتناب ورزید زیرا گرما باعث نارحتی شما خواهد شد.
-پیشنهاد: اگر در محیط سرد اجرا دارید از لباسهایی استفاده کنید که گرمای بدنتان را حفظ کند. اگر لباسهای گروه یا ارکستر متحد الشکل است زیر پیراهن بلندی بپوشید که گرمای بدنتان را حفظ کند، زیرا سرما باعث کاهش چالاکی و فرزی انگشتان شما می شود. برای اجتناب از این کار بهتر است از یک جفت دستکش بدون انگشت استفاده کنید تا گرمای دستتان را حفظ کند. حفظ دمای بدن مانع از رگ به رگ شدن یا فشار آوردن به زردپی و ماهیچه ها می یشود ونیز گرما باعث سرعت و چالاکی انگشتان شما خواهد شد.
در تابستان در صورتی که در محیطهای بازاجرا دارید حتما 2بطری آب معدنی به همراه داشته باشید و در فاصله بین هر آهنگ یا هر 15-10 دقیقه جرعه ای از آب بخورید.
لباسهایی بپوشید که جریان هوا از آن عبور کند و گرمای بدن را خارج کند. تا حدی که ممکن است از پوشیدن لباسهای رسمی و کت و شلوار اجتناب بورزید.
دو حوله دست داشته باشید، یکی را برای خشک کردن عرقتان و دیگری را با آب سرد خیس کنید و با استفاده از آن، سرو صورتتان را مرطوب نگاه دارید این کار باعث خنک شدن شما می شود.
در روزهای گرم سعی کنید هر روز 6تا 8 لیوان آب بخورید.
شجریان و موسیقی ایرانی
گر چه پشتیبانی از موسیق اصیل ایرانی ( بخوانید موسیقی بسیار زیبای ایرانی ) ، به ویژه در این وانفسای نشستن خارها بر سر دیوارها و بی نظمی و بی قاعدگی همه ی عرصه ها و علی الخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر ، کاری است که عاشقان این موسیقی و این ملک با تمام وجود انجام می دهند و شایسته و بایسته نیز هست ، اما فراموش نکنیم که نقد صحیح این موسیقی و بررسی آسیب شناسانه ی آن نیز کمک شایانی به رهایی آن از وضعیت انجمادی که به گمان من دچار آن شده است می کند . آنچه بدیهی است اینکه دگماتیسم و تفکر جزمی و متعصبانه ، راه به جایی نخواند برد . در همین زمینه وبلاگ دل آواز زین پس مطالبی را در زمینه ی نقد و بررسی جنبه های گوناگون موسیقی ایرانی منتشر می کند .
در نوشتارهای اولیه به برخی نوآوری ها ، ابداعات و تاثیرات سودمندی که استاد محمدرضا شجریان در زمینه ی موسیقی ایرانی انجام دادند می پردازیم و در نوشتارهای بعدی ( که لزوما پشت سر هم و به ترتیب نخواهند بود ) به آسیب شناسی برخی جنبه های موسیقی ایرانی نگاه می اندازیم
در علم موسیقی و صوت کشف شده است که فرکانس تأثیر فراوانی بر روح دارد. در فلسفه شرق هم به این مورد پرداخته شده است. بنابراین موسیقی تأثیری مستقیم و بدون نیاز به تفسیر بر روح مخاطب دارد. فرشاد فزونی، نوازنده و آهنگساز، در گفت وگو با خبرگزاری قرآنی با اشاره به تأثیر بهتر موسیقی بر فطرت خداجوی انسان ها گفت: «موسیقی آسان تر از هر هنری بر روان مخاطبان خود تأثیر می گذارد و در پالایش انسان ها تأثیر مستقیم تری دارد.»
این روزهای بهاری که میگذرند، موسیقی ایرانی در انتظار روزهای پررونق است. کنسرتهایی که درپی هم تالار تازه تعمیرشدهی کشور و تالار وحدت را نشانه رفتهاند، عموما سنتی و کلاسیکاند و تنها طبق اعلام، یک کنسرت پاپ در این برنامهها جا دارد؛ اما ازسویی دیگر از نخستین روزهای بهار 78، آلبومهای منتشرشدهی موسیقی که مورد اقبال مردم طبقات مختلف قرار گرفتند، در مواردی همسان، آلبوم بزرگان موسیقی سنتی و موسیقیهای پاپ، بیشترین آمار فروش را به اذعان فروشندگان این محصولات بهخود اختصاص دادهاند. 



زمستان است
نویسنده و کارگردان: رفیع پیتز (بر اساس داستانی از محمود دولت آبادی)
تهیه کننده: محمدمهدی دادگو
زمان : 86 دقیقه
بازیگران: میترا حجار، انوشیروان حداد، علیرضا نیک صولت، سعید ارکیانی، عزیز شاتیر
مدیر فیلمبرداری: محمد داودی
موسیقی : انتخابی . سلانه : حسین علیزاده ، زمستان است
تدوین: حسن حسندوست
طراح صحنه و لباس: ملک جهان خزایی
صدابردار: ناصر شکوهی نیا
صداگذار: محمدرضا دلپاک
طراح چهره پردازی: عبدالله اسکندری
عکاس: مهرشاد کارخانی
خلاصه داستان:
مردی به نام مختار ، به امید یافتن شغل بهتر با درآمد مناسب تر مهاجرت می کند. خبر می رسد که مختار در حین کار جانش را ازدست داده است. مدتی بعد همسر مختار ازدواج می کند. مختار که یک پایش را از دست داده، به خانه باز می گردد. ازدواج همسرش آنقدر زندگی را برایش تلخ می کند که با خود کشی به آن پایان می دهد.
کشور. مهدی بیگ پور؛ نوازنده تنبور؛ در گفتگو با خبرگزاری قرآنی با بیان این مطلب گفت: «موسیقی برای رسیدن به تأثیرگذاری بر فطرت خداجوی مخاطبان خود، مقدماتی دارد که نخستین مرحله آن، سلوک و معنویت اجراکنندگان و خالقان آن است.» وی ادامه داد: «در مراحل بعد تعمق و تحقیق در منابع و متون قدیمی بسیار مهم است زیرا ظاهرا آثار قدما از خلوص و معنویت بیشتری برخوردار است.ذائقه موسیقایی مردم تهران در قالب یک نظرسنجی مشخص شد. براساس افکارسنجی یک نهادعمومی، 32.4 درصد از پاسخ گویان به طور متوسط روزانه یک تا دو ساعت وقت، صرف گوش دادن به موسیقی می کنند، 66.3درصد از مردم نیز در حد خیلی زیاد و زیاد علاقه ای به موسیقی ندارند.
بر اساس این نظر سنجی از میان شنوندگان موسیقی، 38.9 درصد موسیقی و ترانه مورد علاقه خود را از طریق CD یا نوار صوتی گوش می دهند و 75.5 درصد در منزل شنونده موسیقی هستند.
از میان شنوندگان موسیقی، 24.8 درصد هنگام غروب موسیقی گوش می دهند، 46.5 درصد موسیقی سنتی و 16.6درصد نیز موسیقی و ترانه های پاپ ایرانی و تولید خارج از کشور را گوش می دهند.
همچنین 47.8 درصد از طریق دوستان و 34 درصد از طریق رادیو و تلویزیون از موسیقی و ترانه های جدید مطلع می شوند.
یافته های این نظر سنجی نشان می دهد، 75.3 درصد شنوندگان موسیقی، علاقمند پخش موسیقی با کلام از تلویزیون هستند. 47 درصد موسیقی شاد را ترجیح می دهند، 46 درصد خوانندگان نسل جدید را ترجیح نمی دهند، 38 درصد با سازها و وسایل موسیقی غربی و 34 درصد با خوانندگان موسیقی های محلی آشنایی ندارند.
خواننده های مورد علاقه شنوندگان موسیقی به ترتیب عبارتند از آقای علیرضا افتخاری 26درصد، آقای محمدرضا شجریان 25درصد، آقای محمد اصفهانی 20درصد، آقای احسان خواجه امیری7 درصد و ...
این نظر سنجی نشان می دهد که 90 درصد نیز به موسیقی های تیتراژ آغازین و پایانی سریال های تلویزیونی توجه دارند
تأثیر موسیقى بر کالبد انسان فقط با دید علم گرا قابل توجیه نیست
علم موسیقى درمانى در زمان حاضر براى مداواى بیماریها یا اختلالات هیجانى،
مشکلات گفتارى، معلولیت هاى فیزیکى و ذهنى و بهداشت روانى به کار گرفته مى شود. فاطمه هما سادات افسرى، استاد و پژوهشگر موسیقى که در نشست پژوهشى بیست و دومین جشنواره بین المللى موسیقى فجر با موضوع موسیقى درمانى در یونان باستان سخن
مى گفت ، ضمن بیان مطلب فوق در ادامه افزود: «موسیقى درمانى را آمیخته اى از علم و هنر مى دانند . این مبحث، داراى تاریخى طولانى در فرهنگ بشر است و از روند مستمر و رو به رشدى در طول حیات بشر برخوردار بوده است.»سادات افسرى گفت: «بیماریهایى که موسیقى بر آنها تاثیرگذار است به سه دسته اختلالات ذهنى مثل مشکلات گفتارى، بیماریهاى فیزیکى، معلولیت جسمى و بیماریهاى ذهنى ، در خود فرورفتگى افکار، بهت روانى و غیره تقسیم مى شود که این موارد با همکارى علوم پزشکى یا بدون همکارى آن توسط تاثیر موسیقى درمان پذیرند؛ این در حالى است که با سنجش میزان تنفس نبض و واکنش هاى جسمى مى توان میزان تاثیر موسیقى را سنجید.» این مدرس و پژوهشگر افزود: «موسیقى با ریاضى ، فیزیک، فیزیولوژى وزیبایى شناسى در ارتباط است ، ضمن اینکه ما در تبیین چگونگى تاثیر موسیقى در انسان با دو دیدگاه مواجهیم؛ اول دیدگاه علمى که بنیادش ریاضى است.»وى افزود: «مى دانیم که ریاضى پایه تمام علوم جهان است ، در قرون ?? و ?? میلادى به استدلال و عقل اعتقاد داشته اند و دیدگاه اسطوره اى و حسى را کاملا رد مى کردند؛ دید علم گرا دید منفعت جو و سود جوست اماتاثیر موسیقى در کالبد انسان با دید علم گرا قابل توجیه نیست.»
افسرى اضافه کرد: «دانشمندان یونانى تا چندى پیش دیدگاههاى اسطوره اى را رد و به
دیدگاههاى علمى اکتفا مى کردند.»این پژوهشگر با بیان این مطلب که «امروز استادان نمى توانند دیدگاه هاى اسطوره اى را نادیده بگیرند»، تصریح کرد : «دیدگاههاى علم گرایانه شامل سودطلبى است ، در حالى که دیدگاه هاى اسطوره اى به معنا و حسن، توجه بیشترى دارند.»وى در ادامه با اشاره به دیدگاه اسطوره اى به عنوان یکى از موارد تبیین چگونگى تاثیر موسیقى درانسان گفت: «دیدگاه اسطوره اى به ما مى گوید که جهان را مى فهمد در حالیکه دیدگاه علمى تمرکزش بر غلبه بر این جهان است.»این مدرس موسیقى سپس به استفاده از موسیقى درمانى در ایران اشاره کرد و گفت: «در ایران موسیقى درمانى به صورت آکادمیک و به طورى که در غرب وجود دارد ، نداریم.هر چند در شرق سابقه طولانى ترى در زمینه موسیقى درمانى وجود دارد ولى بدلیل آنکه علمى و آکادمیک نیست، لذا پژوهشگران از متد علمى و غربى بهره مى گیرند.»
موسیقی سنتی،موسیقی تفکر
موسیقی سنتی این مرز و بوم موسیقی احساسی و درکی است. نوازنده احساس و درد خود را در قالب نوازندگی انتقال می دهدو هر کس موسیقی را درک کرده و با تفکر موسیقی را فرا گرفته باشد،احساس و درد آن نوازنده را حس خواهد کرد و لذّت آن چند برابر کسی است که احساس و درد نوازنده را حس نمی کند.
خواننده هم احساس خود را در قالب شعری انتقال می دهدکه با تفکری عمیق همراه است. این شعری که برای انتقال پیام استفاده شده همچون آرد نانی است که زحمت های زیادی برای آن کشیده شده تا به نان برسد. از زحمات کشاورز که دانه ی گندم را می کارد و برداشت می کند و این گندم برداشتی را در آسیاب به آرد تبدیل می کنند و بعد این آرد به زحمت به نان تبدیل می شود که آن را ما بدون زحمت استفاده می کنیم.اما فقط کافی است کمی در مورد آن تفکر کنیم.حال این مثال را آوردم که بگویم موسیقی هم مثل همین نان است.این گونه که شاعر با تمام احساسات و درد و رنجی که کشیده شعری می سراید که واقعا انسان را به تفکر می اندازد. سپس این شعر توسط خواننده ای انتخاب می شود که مطمئنا آن خواننده حال و هوایی چون شاعر دارد و شعر را درک کرده است. بعد این شعر را به نوازنده می دهند تا بر روی آن قطعه ای تنظیم کند و نوازنده هم دردهای خودش را دارد و با خواندن این شعر آهنگی می سازد که شنونده حال و هوای شعر را درک کند.حال این قطعه به اینجا رسیده و باید با تفکر با آن بر خورد کنیم تا دردها و احساسات شاعر،خواننده و نوازنده را درک کنیم و با آنها احساس همدردی کنیم.
شما به قطعه ی پرواز زنبور عسل که آقای ساکت در کاست شرق اندوه نواخته گوش دهید. واقعا سازنده ی این اثر به حرکت زنبورها و هیجان و سرعت آن ها نگاه کرده و اثری آفریده که واقعا قطعه ی سریعی است که فقط با تفکر می توان پی به عظمت آن برد.
برای شنیدن این اثر اینجا کلیک کنید
و به نظر من:
ضرب برای سازها می کوبد،سازها برای خواننده می نوازند، خواننده برای شعر می خواند و شعر برای انتقال پیام سراییده می شود.
پس موسیقی سنتی ،موسیقی تفکر است.
وظیفه ی هنرمند در قبال هنر
امروزه تعداد زیادی از هنرجویان در رشته های مختلف هنری از قبیل موسیقی،خطاطی،نقاشی و...مشغول هنرآموزی میباشند.این هنرجویان در حین هنرآموزی آنقدر مجذوب یادگیری و استاد خود هستند و آنقدر محو هنر و اخلاقیات استاد خود میشوند که رفتار استاد خود را به صورت ناخودآگاه تقلید میکنند.در این میان حتی اگر استاد دارای خصایص منفی باشد نیز در اخلاق و کردار هنرجو نمایان میگردد و زمانی آگاه میشویم که شاگرد و استاد مانند دو سیبی که دو نیم شده باشند در میایند،از هنر گرفته تا رفتار و طرز تفکرشان.اما غافل از اینکه از رسالت هنر هیچ درک درستی پیدا نکرده اند.حال میخواهم از دید خود تعریفی از هنرمند داشته باشم.هنرمند مادامی که سراغ هنر میرود باید روح هنری پیدا کند،این بدان معناست که طرز تفکر و رفتار اجتماعی پیدا کند تا با دیدی روشن و باز به مسایل و پیرامون خود نگاه کند و مصائب و نارسایی های جامعه در هنرش نمایان باشد.با این تفاسیر میتوانیم به شخصی که ویژگی های مذکور را دارا باشد هنرمند بگوییم.و در این میان یک هنرمند دیگر یا شخصی که هنر را درک میکند از دیدن هنرش به وجد میاید.و حال این موضوع آشکار است که اگر خود استاد رسالت هنر را درک نکرده باشد هنرجوی او نیز که پرورش یافته ی اوست نیز رسالت هنر را درک نمی کند.در اینجا باید بگویم که افراد هنرآموخته به دو دسته تقسیم میشوند.دسته ای که رسالت هنر را درک کرده باشند و دسته ای که رسالت هنر را درک نکرده اند و نمیتوان به آنها هنرمند گفت.با این دسته بندی به عنوان مثال به شخصی که خط خوبی مینویسد و رسالت هنر را درک نکرده تنها میتوان او را خطاط نامید و در مقابل شخصی که خط خوبی مینویسد و رسالت هنر را نیز خوب درک کرده میتواند عنوان هنرمند را داشته باشد.
یعنی هنرمند خطاط.