


نام: | |
ايميل: | |
رامين يوسفزماني نوازنده ويولن در ارکستر سمفونيک تهران در خصوص علل فروپاشي زودهنگام ارکسترهاي موسيقي، عامل مالي و عدم حمايت از سوي دستگاههاي دولتي ذيربط را مهمترين مساله ميداند. وي که سابقه 22 سال نوازندگي در ارکستر سمفونيک تهران را دارد در اين خصوص گفت: اگر امروز شاهد ادامه فعاليت ارکستر سمفونيک هستيم به دليل قدمت آن است وگرنه با اوضاع کنوني موسيقي در ايران شايد اگر قرار بود امروز چنين ارکستري تشکيل شود بههيچ وجه کار پا نميگرفت.
وي با اشاره به اينکه موسيقي در ايران جايگاه خودش را ندارد، گفت: نوازندگان ارکستر سمفونيک تهران اگرچه در يک ارکستر فعاليت ميکنند، اما از چند جا حقوق ميگيرند که اين خود نمايانگر نابساماني است.
وي گفت از منظر کارآفريني هم اگر نگاه کنيم، حمايت از ارکستر ميتواند باعث برگزاري کنسرتهاي بيشتر و درآمدزايي شود. سال گذشته به فستيوالي در آلمان دعوت شديم و ارکستر سمفونيک در سالن فيلارمونيک برلين قطعاتي را از موتسارت اجرا کرد. در جريان اين اجرا به 10 کشور ديگر نيز دعوت شديم؛ اما اين سفرها هرگز انجام نشدند. وي با تاکيد بر اين نکته که اجراي موتسارت در فيلارمونيک برلين دل شير ميخواهد، گفت: اين نشان ميدهد که ما توانايي داريم؛ اما ارکسترها براي ارائه کار خود نياز به حمايت مالي دارند.
رامين يوسفزماني با ذکر اين نکته که حتي نوازندگان ارکستر سمفونيک نيز دستمزد واقعي خود را دريافت نميکنند، گفت: ما هم تحصيلات آکادميک و تجربه داريم؛ اما به اينها بها داده نميشود.
وي افزود: در تمام دنيا يکي از لوکسترين مشاغل نوازندگي ارکستر سمفونيک است و به آنها شاهزادگان سياهپوش ميگويند؛ چرا که هر نوازندهاي توانايي حضور در ارکستر سمفونيک را ندارد. در دنيا کف حقوق يک نوازنده سمفونيک 5 هزار دلار است؛ درحالي که در ايران متوسط حقوق ماهانه 500 هزار تومان است. وي از اختلاف ميان نوازندگان بهعنوان عامل ديگر دخيل در فروپاشي ارکسترها ياد کرد، اما يادآور شد که مشکلات مالي و عدم ثبات شغلي به اين مسائل دامن ميزند.
روزنامه دنياي اقتصاد
-------------------------------------------------------------------------------
درميان اين ديدگاههاي متفاوت در مورد چرايي برهم خوردن ارکسترها و گروههاي موسيقي يک وجه مشترک وجود دارد و آن نبود امکانات مالي براي ادامه منظم کار ارکسترهاي موسيقي است. 
در شرايطي که ارکسترها براي يک اجرا بايد چندماه تمرين کنند و دريافت مجوز براي کنسرت نيز به کاري دشوار تبديل شده است و سالن مناسب براي اجراي موسيقي نيز به تعداد مناسب وجود ندارد، نميتوان انتظار داشت که گروهها بتوانند با برگزاري کنسرت هزينههاي خود را تامين کنند. در اين شرايط است که لزوم حمايت دولت از موسيقي و نوازنده بيش از پيش احساس ميشود.
تسهيل شرايط براي گروههاي موسيقي در زمان اجرا و اشاعه فرهنگ شنيدن موسيقي به صورت زنده يکي ديگر از راهکارهايي است که ميتواند فرصت بقاي بيشتري به گروههاي موسيقي بدهد.