نغمه هنر
 RSS 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 11731
بازديد امروز : 58
بازديد ديروز : 68
  • + موسيقي اعتراضي,موسيقي کوچه بازاري

  • نويسنده : منصور براتي و احسان باقرپور:: 9/3/1387:: 4:59 عصر

    موسيقي اعتراضي,موسيقي کوچه بازاري


    اگر به موسيقي شمال امريکا و قسمت هايي از اروپا توجه کنيم موسيقي هايي هستند که بر اساس بازتاب زندگي شخصي افراد ساخته شده اند.اختلافات خانوادگي ،زندگي پر مشغله ي شهر نشيني ،عقده هايي که در زندگي داشتند ،اعتياد و...سرچشمه گرفته است که غالباَ موسيقي آنها با تخليه هاي دروني همراه است. ناسزا مي گويند يا کارهاي ناشايست انجام مي دهند، آب دهان به بيرون مي اندازند و از اين راه به فکر آرامش لحظه اي هستند. شنونده ي اين گونه موسيقي ها هم از قشرهمين افراد هستند.


    حتي اين افراد قيافه هاي جالبي ندارند روي صورت هايشان خون مي مالند، به دندان هايشان رنگ قرمز(نشانه ي خون) مي مالند.در موسيقيشان فرياد يا بهتر است بگويم عربده کشي از المان هاي اصلي بشمار مي آيد.


    اگر به موسيقي رپ در ايران نگاهي بيندازيم، بخشي از اين خصوصيات را دارست. يعني بهتر است بگويم اين موسيقي با طرز تفکر موسيقي غربي وارد ايران شد که موسيقي اعتراض و عصيان باشد. اما خوشبختانه اين گونه نشد ولي بجاي اعتراض دروغ جايگزين در اين موسيقي شد.


    حال جالب است بدانيد کساني که در ايران رپ مي خوانند از مرفه ترين افراد هستد که لباس هاي گران قيمت مي پوشند و اتومبيل هاي بروز را سوار مي شوند. وقتي به زندگيشان نگاه مي کنيم جايي براي اعتراض نمي بينيم و از سر دلخوشيست که مي خوانند. (گويي کسي به آنها گفته :صداتون خيلي زيباست) و از واژه هايي چون زيدبازي ، داف ،دختر بازي، تريپ کل و اين گونه کلمات که در کلامشان پيدا مي شود. البته ماشااله مورد استقبال بسياري هم قرار گرفته که جاي تحسين دارد.


    به تازگي هم شخصي در موسيقي سنتي پيدا شده که موسيقي سنتي با ديدگاه موسيقي اعتراضي در کارهايش ديده مي شود که بيشتر خصوصيات اعتراضي موسيقي غرب را داراست.


    اين مرد ستار خوبي هم مي نوازد، عربده مي کشد، صداي حيوانات در مي آورد (شيهه ي اسب، واق واق سگ) گاهي هم ناسزا مي گويد و گاهي هم حرف هاي بدي نمي زند که به دل من مي شيند.


    من هم چند گاهي در پي موسيقي او بودم. مي توان گفت: که تحت تاثير حرف هاي او که از مجموعه اي شنيده بودم و طرز تفکري که از او سراغ دارم و در آخر چند موسيقي که از او شنيدم که کاري جديد به حساب مي آمد قرار گرفتم. اما پي گيري من از موسيقيش طولي نکشيد، چون موسيقي که من کار مي کنم با موسيقي او از يک جنس نيست شايد ابزار هر دوي ما يکي باشد اما موسيقيي که من کار مي کنم موسيقي رسمي اين مملکت است که استاد من و استاد استاد من کار کرده اند و سينه به سينه به اينجا رسيده است. موسيقيي که خصوصيات اصلي آن زيبايي ها ،عشق، دردهاي اجتماعي و در آخر لذت بردن از زندگيست و آنقدر دنياي وسيع و زيبايي دارد که عربده کشي و ناسزا گويي و ... جايي در آن ندارد.




  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ