نغمه هنر
 RSS 
خانه
ایمیل
شناسنامه
مدیریت وبلاگ
کل بازدید : 9736
بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 24
........... درباره خودم ...........
نغمه هنر
........... لوگوی خودم ...........
نغمه هنر
........ پیوندهای روزانه........
دل نوشت(علی صدرنیا) [45]
کوچه باغ [106]
[آرشیو(2)]


............. بایگانی.............
دانلود موسیقی
مردان موسیقی [8]
تاریخ خط موسیقی
زندگی نامه ی استاد بنان
لژیون دونور برای یک شوالیه [2]
کنسرت [4]
دریچه ای از موسیقی سنتی [12]
غیر از موسیقی
تقدیم به تو

..........حضور و غیاب ..........
یــــاهـو
........... دوستان من ...........
حسام سرا
کوچه باغ
صهبای شیدایی
وبلاگ دل آواز
چهره به چهره
وبلاگ راست پنجگاه
وبلاگ استاد شجریان
سیاه مشق
وبلاگ ستاره (اجتماعی)
گروه تاریخ زرین شهر
وبلاگ همایون شجریان
ناشکیبا
هزار دستان
سنتور مهدی
موسیقی ما
سایت سده لنجان
سایت خصوصی استاد شجریان
داریوش طلایی
سایت گروه خورشید
سایت حسین علیزاده
دنیای لینک
دل نوشت(علی صدرنیا)
واژه آشنا
باختر امروز
لنجان-زرین شهر
رنگ
دود عود
فقط به خاطر تو
هویت

......... لوگوی دوستان من .........

















............. اشتراک.............

نام:

ایمیل:

 
........... طراح قالب...........


  • + شجریان و موسیقی

  • نویسنده : احسان باقرپور:: 2/3/1387:: 1:45 صبح

    شجریان و موسیقی ایرانی


    گر چه پشتیبانی از موسیق اصیل ایرانی ( بخوانید موسیقی بسیار زیبای ایرانی ) ، به ویژه در این وانفسای نشستن خارها بر سر دیوارها و بی نظمی و بی قاعدگی همه ی عرصه ها و علی الخصوص عرصه ی فرهنگ و هنر ، کاری است که عاشقان این موسیقی و این ملک با تمام وجود انجام می دهند و شایسته و بایسته نیز هست ، اما فراموش نکنیم که نقد صحیح این موسیقی و بررسی آسیب شناسانه ی آن نیز کمک شایانی به رهایی آن از وضعیت انجمادی که به گمان من دچار آن شده است می کند . آنچه بدیهی است اینکه دگماتیسم و تفکر جزمی و متعصبانه ، راه به جایی نخواند برد . در همین زمینه وبلاگ دل آواز زین پس مطالبی را در زمینه ی نقد و بررسی جنبه های گوناگون موسیقی ایرانی منتشر می کند .


    در نوشتارهای اولیه به برخی نوآوری ها ، ابداعات و تاثیرات سودمندی که استاد محمدرضا شجریان در زمینه ی موسیقی ایرانی انجام دادند می پردازیم و در نوشتارهای بعدی ( که لزوما پشت سر هم و به ترتیب نخواهند بود ) به آسیب شناسی برخی جنبه های موسیقی ایرانی نگاه می اندازیم



    الف ) اهمیت شعر در موسیقی ایرانی


    چه بخواهیم و چه نخواهیم ، و چه انکار کنیم و چه تصدیق ، موسیقی ایرانی هیچگاه موسیقی بی کلامی نبوده است . لا اقل تاریخ و گذشته ی این موسیقی ، بی کلام نبوده است و اگر تلاش هایی از سوی برخی اساتید برای ارائه ی موسیقی بی کلام ایرانی انجام می شود اکثر این تلاش ها محدود به دهه های اخیر و به ویژه یک دهه ی اخیر است  .

    به بیان دیگر اصولا در تاریخ ایران ، کلام از بسیاری عرصه های دیگر همدوران خودش جلوتر بوده است . وجود شاعران چیره دست و شیرین قلم و میل باطنی این قوم به ادبیات و ایهام و خیالپردازی ، باعث شده است تا برای مدت های طولانی شعر ایرانی از موسیقی و نگارگری ( و دیگر جنبه های هنر ایرانی ) جلوتر باشد . به همین سبب است که موسیقی ایران از دیرباز بر محمل شعر سوار بوده است .

    کسانی که با ردیف سازی و آوازی ایرانی آشنا هستند و احیانا خود دستی از دور بر آتش دارند ، بهتر از نگارنده می دانند که در امر آموزش ، اکثر گوشه ها و نغمه ها با ابیات شعرا آموزش داده می شود و هنرجویان ابیات را حفظ می کنند تا گوشه ها را به خاطر سپرده باشند . همچنین بسیاری از گوشه های موسیقی ایرانی ( و به زعم برخی ، تمام این موسیقی ) برگرفته از اوزان عروضی شعر فارسی هستند . شاید معروفترین آن ها کرشمه ی شور باشد که بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات ساخته شده است و البته که اساتید آشنا می توانند بسیاری گوشه های ریتمیک را نام ببرند که بر روی وزنی خاص از اوزان عروض شعر فارسی بنا شده اند .

    همه ی این ها نشان دهنده ی این است که موسیقی دان ایرانی هیچگاه فارغ از دغدغه ی " انتخاب شعر " نبوده است و هم اکنون نیز نیست ( گر چه برخی این کار را سطحی انگاشته اند اما به هر حال مجبور به انتخاب شعر هستند ، ولو سریع و نادقیق ) . به خصوص آنجا که از " آواز " صحبت می کنیم نقش شعر اگر بیشتر از نوازنده و خواننده نباشد ، کمتر از آن ها هم نیست .

    یکی دیگر از جنبه های اهمیت شعر ، تاثیری است که شعر بر مخاطب موسیقی می گذارد و این دقیقا همان چیزی است که به نظر نگارنده می توان به عنوان یکی از ضعف های موسیقی امروز ایران از آن نام برد چرا که اساسا موسیقی دان های معاصر ( جز قلیلی ) از شعر معاصر استفاده نمی کنند و لذا قدرت تاثیر بر نسل معاصر را نیز نخواهند داشت
    .


    ب ) شجریان و انتخاب شعر


    در این میان با نگاهی به کارنامه ی محمدرضا شجریان به عنوان یکی از اساتید شاخص و تاثیرگذار بر موسیقی ایرانی ، به خوبی دیده می شود که این استاد آگاه و با فراست ، به خوبی این مقوله را مدنظر داشته است و کوشیده تا پا به پای زمان خود گام بردارد و لا اقل در بد بینانه ترین حالت ، خیلی از زمان عقب نباشد . این در حالی است که محمدرضا شجریان علاوه بر اینکه در عرصه ی آواز شناخته شده است ، از طرف علاقه مندان وی و شنوندگان منصف و بی غرض موسیقی ایرانی همواره به عنوان کسی که اشعاری با مضامین درخور توجه و مناسب حال را به شنونده عرضه می کند شناخته می شود . استاد خود بارها گفته است که برای انتخاب شعر یک کنسرت یا یک آلبوم گاهی تا شش ماه در میان دیوان های شعرا به دنبال اشعار مورد نظر خود جستجو می کند . در اینجا چند بعد خاص از ابعاد مهمی که انتخاب شعر می تواند داشته باشد را نام می بریم و عملکرد شجریان را در هر زمینه بیان می کنیم :


     


    جنبه های گوناگون اهمیت شعر در موسیقی ایرانی :


    1) پیام و مفهوم :


    گر چه موسیقی هنری انتزاعی و غیر عینی است ، اما آنگاه که با کلام همراه می شود ، کلام معنای مشخصی را در ذهن شنونده تداعی می کند و لذا شعر ، گاهی تمام مفهوم و پیام یک اثر هنری را با خود حمل می کند . اینکه شما بیتی را بخوانید که سراسر تهی از مفاهیم انسانی است و صرفا مفهومی ساده و دم دستی را بیان می کند ، تا اینکه از غزلی استفاده کنید که زیباترین و دلکش ترین مضامین انسانی ( چون غم ، عشق ، محبت ، حسرت ، و ... ) را در بر دارد ، مسلما بر جنبه های هنری اثر تاثیر گذار است . گر چه همواره بین دوستداران هنر دعوای مشهور " محتوا یا فرم " به اسم های گوناگونی چون " احساس یا تکنیک ، مفهوم یا تصویر ، قالب یا معنا ، و ...  " رواج داشته است و گروهی بر این عقیده بوده اند که اثر هنری لزومی ندارد که حامل پیام خاصی باشد بلکه صرفا باید زیبا و تکنیکی باشد و گروهی دیگر همواره تاکید داشته اند که صرف زیبایی ارزشمند نیست و اثری درخور توجه است که پیام دارد ، لیکن با نگاهی گذرا حتی بر کارنامه ی خوانندگان پاپ ( اعم از وطنی یا لس آنجلسی ) به این نتیجه می رسیم که نامدران این عرصه نیز بخش بسیار زیادی از شهرت خود را مدیون اشعار هستند .

    محمدرضا شجریان ، در کتاب رازمانا بیان می کند که در بیشتر زمان ها ، به دنبال این است که پیام و مفهوم خاصی را در یک اثر موسیقایی بیان کند و لذا جستجو برای یافتن شعری که پیام مورد نظر را برساند حتمی است . گر چه او بیان می کند یکبار در آلبوم راست پنجگاه ، هدفش تنها ارائه ی آوازی قوی و محکم در راست پنجگاه بوده است و چندان به فکر شعر نبوده است ( چرا که اساسا راست پنجگاه حیطه ی زور ورزی اساتید است و بس ) ولی باز هم به سراغ اشعار دم دستی نرفته است و ترجیح داده با توجه به فضای دستگاه ، که فضایی متفکرانه است وبرای بیان مفاهیم بلند مناسب است غزلی از حافظ که در بردارنده ی چنین مفاهیمی هست را بخواند : در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد ، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.


    2) انتخاب دستگاه ، نغمه و گوشه :


    گاه حتی بهترین شعر ممکن را ، می توان در دستگاهی نامناسب و با لحنی ناهماهنگ خواند و تمام اثر شعر را خنثی کرد و معنای بلند آن را ، کم بها جلوه داد . اینجاست که گاهی خواننده صدها برابر بر زیبایی شعر شاعر می افزاید و گاهی نیز ، شعری شکوهمند را کاملا ساده و ابتدایی جلوه می دهد .

    شجریان در این زمینه بسیار کوشیده است و کارنامه ی وی به تایید دوست و دشمن از این لحاظ ، سرشار از نقاط مثبت است . چهارگاه های به جا روی غزل هایی درست ، ماهور روان روی عاشقانه ای نه چندان سبک و نه چندان اهورایی ، بیات کرد روی غزلی سوزناک ، و اصفهانی سرشار از تمنا و حسرت روی غزلی پرگلایه و خواهش ، زیباترین جلوه های آواز را در مجموعه هایی که شجریان خوانده است خلق کرده اند .


    موارد (1) و (2) متاسفانه امروزه کمتر توسط هنرمندان مورد توجه قرار می گیرد . گاه  ابیاتی بسیار کم معنا و گاهی واقعا بی مایه انتخاب می کنند و سپس در آوازی کاملا نامربوط که فضای حسی اش اصلا سنخیتی با درونمایه ی شعر ندارد آن را ارائه می کنند . نتیجه ی طبیعی چنین آوازی جلب حداقل شنونده و آن هم از قشر ناآشناتر با موسیقی ایرانی است .
     
    3) توجه به شعر نو اعم از نیمایی و شعر سپید :


    این هم از آن مواردی است که آش کشک خاله است ! یعنی شما چه از آن گروه افرادی باشید که جانتان برای حافظ درمی رود و دشنام ها در آستین آماده دارید که نثار فروغ واخوان و مشیری کنید ، و چه از آن گروه افراد باشید که اصلا بلد نیستند یک بیت مولوی را صحیح بخوانند ولی کتاب های ترانه ی معاصر را دوره کرده اند ! باید قبول کنید که معنا ، روش ، سبک و درونمایه شعر فارسی در دوران معاصر تغییر کرده است و امروزه غزل هایی با سر و شکل غزل های متوخر چندان جذابیتی ندارند .


    در این زمینه نیز شجریان را باید به حق از پیشرو ترین ها دانست . یکی از شعرای معاصر در مصاحبه ای با مجله ی شعر بیان کرده بود که غیر از شجریان ، موسیقی دان ( خواننده ) دیگری را نمی شناسد که اینطور دقیق به روند تغییرات شعر توجه کرده باشد و این را در آثارش لحاظ نموده باشد . خود شجریان در این زمینه می گوید که وقتی " جام تهی " را بر روی شعر فریدون مشیری ( پر کن پیاله را ... ) خوانده ، با انتقادهای بسیار مواجه شده است که مگر می شود روی این اشعار هم آواز خواند ؟ اما شجریان به خوبی و درستی لزوم این کار را درک کرده بود که نمی شود تا ابد روی غزل و قصیده تکیه کرد چرا که اگر اینطور باشد به زودی بخش اعظم ایرانیان با موسیقی آوازی خداحافظی می کنند . داروگ ، که بر روی شعر درخشان علی اسفندیاری ( نیما یوشیج ) خوانده شد ، اجرای شعر نو را به زیبایی در قالب تصنیف نشان داد .بعدها شجریان بارها و بارها از اشعار نو استفاده کرد و همانطور که گفتم به عنوان یکی از پیشروترین های این عرصه شناسایی می شود . قاصدک ، شعری از اخوان با سنتور مشکاتیان بعدها خوانده شد .

    خود شجریان در مصاحبه ای می گوید که سال های زیادی را صرف مطالعه و بررسی اشعار مهدی اخوان ثالث کرده است و به جرات ادعا می کند که کسی تا این حد روی آواز و شعر نو کار نکرده است . بعدها با حضور علیزاده ، موسیقیدان نوپرداز ، اشعار بیشتری از این شاعران در آثار شجریان ظهور کرد که اوج آن ها در کاست فریاد ، با دو شعر مشکل از مشیری و اخوان ثالث دیده شد . اما شاهکار شجریان را در جادوی آواز ایرانی و شعر معاصر ایرانی حقیقتا باید در " زمستان است " جستجو کرد ، آنجا که شعری بلند از اخوان را چنان راحت در قالب آواز می ریزد که گویی غزل روان حافظ است ، و اینجاست که متوجه می شویم بیراه نگفته است که مدت ها روی اشعار اخوان کار کرده است




  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ