




.jpg)










نام: | |
ایمیل: | |
قضاوت نا عادلانه
یکی از مسائلی که در کشور ما به صراحت پیداست ،قضاوت ناعادلانه است.یعنی خیلی راحت در مورد افراد نظر می دهند. یعنی روی هم رفته نمی توانند بگویند نمی دانم یا نمی شناسم یا هر چیز دیگر. همه می خواهند در مورد هر چیز و هر کس نظر بدهند و دستی در کار داشته باشند.
مثلا می گوید: فلان نوازنده معتاد است. اگر نگاه کنیم اصلا او را ندیده است. یا خیلی هنر کرده باشد پی میبریم که او تنها یک سی دی از او گوش کرده یا دیده است.
این تا جایی ادامه دارد که افکار جمعی این طور فکر می کنند و یک هنرمند را با بافورش می شناسند. شاید بیشتر ترس خانواده ها که اجازه نمی دهند فرزند آنها هنری یاد بگیرد همین است.که مبادا در این راه فرزندشان معتاد شود، یا وقتی پای در این راه می گذارند مدام می گویند :مواظب باش در هنر این چیزها وجود دارد.
من هنوز که هنوزه وقتی می خواهم جایی برای ساز زدن بروم یا در بزمی شرکت کنم خانواده تاکید می کند که مواظب اطرافیان باش و یا مواظب باش کجا ها می روی.
یکی از نوازنده های گروه ما اهل(...) است و پدر خیلی راحت می گوید مواظب باش (...)ها بیشترشان فلانند. اما هیچگاه با خودشان نمی اندیشند که ممکن است آنها نیز در مورد ما(زرین شهریها)نیز چنین بیندیشند.
بابا جان عزیز من این لیوان یک نیمه ی پر هم دارد.
البته این را فراموش نکنیم که خانواده خوبی فرزندش را می خواهد اما گاها از راه اشتباه یا ندانم کاری.