


نام: | |
ايميل: | |
حسين عليزاده در ميزگرد نمايشگاه موسيقي گفت: موسيقي دستگاهي ما جزو ميراث جهاني است و ما حق نداريم هر کاري دلمان ميخواهد با آثار تاريخمان انجام دهيم. در ميزگرد بررسي موسيقي رديف دستگاهي که شب گذشته با حضور حسين عليزاده نوازنده تار، مجيد کياني نوازنده سنتور و محمدرضا لطفي آهنگساز و نوازنده تار در بخش جمعي اولين نمايشگاه موسيقي و آثار شنيداري برگزار شد، عليزاده گفت: موسيقي در ايران سابقه طولاني دارد و من به چشم خود ديدهام کساني که در خارج از کشور هستند نه فارسي ميدانند و نه با تاريخ موسيقي ما آشنا هستند. اما رديف را به خوبي يک هنرمند ايراني ميشناسند. | ||||
|
وي افزود: ما يک تاريخ موسيقايي غني به نام هفت دستگاه موسيقي و رديف موسيقي دستگاهي در کشورمان داريم که از همه هنرها قديميتر است. اما وقتي صحبت از موسيقي جهاني ميکنيم ايران خواهناخواه حذف ميشود. چرا که ما فکر ميکنيم هرچيزي که ميخواهد رنگ جهاني شدن به خود بگيرد بايد همرنگ جهاني شود. در حاليکه موسيقي دستگاهي ما جزو ميراث جهاني است و ما حق نداريم هر کاري دلمان ميخواهد با آثار تاريخيمان انجام دهيم. اين نوازنده تار ادامه داد: اين آثار ديگر به طور انحصاري مربوط به ما نيستند بلکه جهان روي آن نظر دارد. در زمان نورعليخان برومند کسي بهطور واضح نميتوانست در مورد موسيقي ايراني صحبت کند. اين آهنگساز با بيان اينکه در ايران بحثهاي فرسايشي زيادي وجود دارد، اظهار داشت: ما هميشه در مورد بديهيترين چيزها صحبت ميکنيم، در صورتيکه هرکس با فرهنگ خودش بايد گوش موسيقايياش را تربيت کند. عليزاده در خصوص آموزش موسيقي گفت: من به همه توصيه ميکنم دانشگاه را رها کنند اما اين نکته فراموش نشود که آموزش موسيقي با دانشگاه رفتن فرق ميکند. متأسفانه ما يک عقده خودکمبيني تاريخي داريم و در بعد از انقلاب صنعتي که در غرب اتفاق افتاد تهران دچار يک عقبماندگي شد. وقتي دانشجويان براي آموزش موسيقي به غرب ميروند فکر ميکنند آن آموزش حجت است، در صورتيکه آنها به اصالت و پشتوانههاي فرهنگي خودشان پايبند نيستند. در ادامه اين ميزگرد مجيد کياني نوازنده سنتور با اشاره به معضلات موجود در دانشگاههاي موسيقي، گفت: سه معضل از جمله گزينش داوطلب و دانشجو، نحوه آموزش در طول دوران تحصيل و زمان فارغالتحصيلي و مشخص شدن نتيجه کار در دانشگاههاي موسيقي وجود دارد. هميشه اين سؤال مطرح است که دانشجويان پس از سالها تحصيل به کجا ميروند و چه بازار کاري دارند. وي با اشاره به مرحله گزينش داوطلبان براي ورود به دانشگاه، گفت: طي اين مرحله بسياري از کساني که استعداد خوبي دارند در گزينشها قبول ميشوند اما بعد از چند سال ميبينيم ظرفيت پذيرش دانشجويان در همان دانشگاه ? برابر افزايش مييابد. برخي ديگر در کنکور هنر قبول ميشوند و با توجه به دروس تئوري وقتي وارد امتحان عملي ميشوند ميبينيم که تا به حال اين افراد حتي ساز را هم در دست نگرفتهاند که اين خود باعث شده بسياري از کساني که به طور واقعي در هنر موسيقي مستعد هستند، کنارهگيري کنند و وارد اين حوزه نشوند. اين نوازنده سنتور ادامه داد: ما در برنامهريزي آموزش موسيقي فقط يک برنامه را در نظر ميگيريم و تمام گرايشها فقط به اين سمت يعني موسيقي کلاسيک ميرود و تنها همين را مبنا قرار ميدهيم اما در فرهنگ خودمان ما چند نوع موسيقي داريم، اينکه در آن فرهنگ ميتوان بحث کرد که ترکيبي، تلفيقي، کلاسيک و يا موسيقي رديف دستگاهي و نواحي را نيز تدريس کنيم. اگر قرار آموزش موسيقي داشته باشيد نبايد نگاه غيرايراني کنيد. کياني به طرح پرسشهايي گفت: چرا ما آموزش موسيقي نواحيمان اينقدر مهجور است و چرا نبايد در هر استاني يک هنرستان مربوط به موسيقي همان منطقه وجود داشته باشد. در آموزش موسيقي اولين چيزي که حساب ميشود سُلْفِژ است و آن را اساس موسيقي حساب ميکنند. در صورتيکه موسيقي ايراني تنها در سيستم شفاهي و سينهبهسينه قابل آموزش است. وي با اشاره به صحبتهاي استاد برومند گفت: ايشان موسيقي کلاسيک را انديشمندانه ميدانست اما از نظر فرهنگ وقتي به آن نگاه ميکرد، ميگفت يک دانشجوي ايراني که سالها کار موسيقي ايراني انجام داده چه لزومي دارد که موسيقي کلاسيک را خوب بداند و بر مبناي آن امتحان شود. متأسفانه اين مشکل در حال حاضر هم وجود دارد چرا که ما ميبينيم بسياري از هنرجويان که در آموزشگاهها دوره ميبينند و به سطح خوبي ميرسند وقتي ميخواهند وارد دانشگاه شوند از آنها موسيقي غربي را امتحان ميگيرند. اگر در زمان گذشته نيز چنين بود و اگر دوامي و ميرزاعبدالله نيز قرار بود امتحان کنکوري دهند و بنابراين معيارهاي غرب امتحان دهند قطعاً رد ميشدند. به نظر من اين نوع نگاه کاملا نادرست است و تنها موسيقي کلاسيک نبايد معيار آموزش قرار بگيرد. کياني در خاتمه خاطرنشان کرد: برخي از دانشجويان بعد از فارغالتحصيلي نميدانند چکار بايد بکنند بنابراين هدايت موسيقي در دست کساني است که سُلْفِژ و موسيقي کلاسيک را اساس هنر موسيقي ميدانند که متأسفانه در خانه موسيقي هم به همين ترتيب است به اين معنا که اگر استاد دوامي به اين خانه مراجعه کند اصلاً مورد پذيرش قرار نميگيرد که متأسفانه وضع آموزش ما روزبهروز بدتر ميشود. | ||||
|