


نام: | |
ايميل: | |
موسيقي سنتي،موسيقي تفکر
موسيقي سنتي اين مرز و بوم موسيقي احساسي و درکي است. نوازنده احساس و درد خود را در قالب نوازندگي انتقال مي دهدو هر کس موسيقي را درک کرده و با تفکر موسيقي را فرا گرفته باشد،احساس و درد آن نوازنده را حس خواهد کرد و لذّت آن چند برابر کسي است که احساس و درد نوازنده را حس نمي کند.
خواننده هم احساس خود را در قالب شعري انتقال مي دهدکه با تفکري عميق همراه است. اين شعري که براي انتقال پيام استفاده شده همچون آرد ناني است که زحمت هاي زيادي براي آن کشيده شده تا به نان برسد. از زحمات کشاورز که دانه ي گندم را مي کارد و برداشت مي کند و اين گندم برداشتي را در آسياب به آرد تبديل مي کنند و بعد اين آرد به زحمت به نان تبديل مي شود که آن را ما بدون زحمت استفاده مي کنيم.اما فقط کافي است کمي در مورد آن تفکر کنيم.حال اين مثال را آوردم که بگويم موسيقي هم مثل همين نان است.اين گونه که شاعر با تمام احساسات و درد و رنجي که کشيده شعري مي سرايد که واقعا انسان را به تفکر مي اندازد. سپس اين شعر توسط خواننده اي انتخاب مي شود که مطمئنا آن خواننده حال و هوايي چون شاعر دارد و شعر را درک کرده است. بعد اين شعر را به نوازنده مي دهند تا بر روي آن قطعه اي تنظيم کند و نوازنده هم دردهاي خودش را دارد و با خواندن اين شعر آهنگي مي سازد که شنونده حال و هواي شعر را درک کند.حال اين قطعه به اينجا رسيده و بايد با تفکر با آن بر خورد کنيم تا دردها و احساسات شاعر،خواننده و نوازنده را درک کنيم و با آنها احساس همدردي کنيم.
شما به قطعه ي پرواز زنبور عسل که آقاي ساکت در کاست شرق اندوه نواخته گوش دهيد. واقعا سازنده ي اين اثر به حرکت زنبورها و هيجان و سرعت آن ها نگاه کرده و اثري آفريده که واقعا قطعه ي سريعي است که فقط با تفکر مي توان پي به عظمت آن برد.
براي شنيدن اين اثر اينجا کليک کنيد
و به نظر من:
ضرب براي سازها مي کوبد،سازها براي خواننده مي نوازند، خواننده براي شعر مي خواند و شعر براي انتقال پيام سراييده مي شود.
پس موسيقي سنتي ،موسيقي تفکر است.