


نام: | |
ايميل: | |
مردان موسيقي
حکايتي است حول انگيز.
مرداني پاک باخته،تمام باخته که آتش در سرانگشت داشتند و آتش کده اي در دل وبا اين همه تاريک گذشتند ودر اعماق،تا اين وظيفه از خشم ظلمت نهان ماند.مردان تاريخ موسيقي ما مسافران خسته ي ظلمتند،وديعه ي اين فرهنگ سوخته را از پدرانشان گرفتند و به فرزندان خويش سپردند.آنها با تحقير و دشنام و زشت نامي سازگاري کردند تا جرقه از دل توفان به سلامت گذشت و خرمن خورشيد شد.حال آنها که پاي در اين راه سخت و پرفراز و نشيب گذشتند و فقط چند شاگردي بيش از آنها نمانده،که آنها بايد چه کنند و چه نکنند.مردان موسيقي ما به مقصد نهايي خود رسيدند و عمر خود را در اين راه گذاشتند وفقط اسم و سبکي از آنها ماند وادامه ي اين راه را به شاگردان واگذار کردند.اميدوارم که امروز شاگرد ردپاي استاد را دنبال کرده باشد که اين خواسته ي مردان موسيقي ماست.
نام بلندشان غرقه ي نور باد؛درويش خان و عبدالحسين خان و شيدا،خالقي و سماعي و ني داود،محجوبي و صبا و وزيري و بسياي ديگر،و بسياري ديگر که آنها نامي از خود به يادگار نگذاشتند.